تصنيف «يکي
يه پول خروس» که در نگاه اول ترانه اي کودکانه و فکاهي به نظر مي آيد از ساخته هاي
«اسماعيل مهرتاش» است با سروده اي از «سيدغلامرضا روحاني» که در ابتدا «جواد بديع زاده»
حاضر به اجراي آن نبود. با دقت بيشتر در اين اثر و يا تصنيف «زال زالکه» که آن نيز
از ساخته هاي «اسماعيل مهرتاش» است به لايه هايي از حال و هواي اقتصادي و فرهنگي آن
دوران يعني دهه هاي نخست ۱۳۰۰ خورشيدي برميخوريم. با توجه بهاين نکته که «جواد بديع زاده» لقب «سيد» را با خود
داشت و با توجه به موفقيت ترانه «خزان عشق» او، تصور دلايل مخالفت او براي اجراي اين
گونه آثار چندان دور از ذهن نيست.
«جواد بديع
زاده» در خاطراتش مي نويسد:
«اسماعيل مهرتاش»
چند آهنگ فكاهي با اشعار خودماني كه زبان حال مردم بود ساخته بود و به من پيشنهاد كرد
بخوانم. من وحشت داشتم از خواندن آنها، زيرا مي دانستم مورد ملامت دوستان و موسيقي
شناسان قرار مي گيرم و بر من خرده مي گيرند. بالاخره با استدلال و مقداري جر و بحث
و تشويق با «ابوالحسن صبا» براي خواندن آنها آماده شدم.
بيشتر اشعار
اين سبک را «سيد غلامرضا روحاني» نويسنده طنزپرداز مجلات «نسيم شمال» و «توفيق» با
امضاي مستعار «نمكدان» مي نوشت. اما نكته جالبي كه نظر خيلي از صاحب نظران موسيقي
است اين است «جواد بديع زاده» را شروع كننده سبک خوانندگان پاپ در ايران مي دانند.
وي با دليري به قالبهاي سنتي تاخت و خيلي از آنها را شكست و ريتم هايي را ارائه نمود
كه در سالهاي بعد به طور اخص به موسيقي پاپ ختم شد. دقت كنيد كه متن ها صد در صد ايراني
بودند و نواها هم ايراني بود، اما شباهت هايي بين سبک «جواد بديع زاده» و سبک هاي غربي
مثل «تانگو» وجود داشت. مثلا «جواد بديع زاده» ترانهاي دارد به نام «يه ياري دارم
خيلي قشنگه» که توسط «هوشمند عقيلي» بازخواني شده است. اين ترانه نمونه كاملي از سبک
«تانگو» منتها در «شور» ايراني است. از بهترين آثار «جواد بديع زاده» در اين سبک مي
توان به «دست ننم درد نكنه»، «گل پونه نعناع پونه»، «آلاگارسون»، «ماشين مشدي ممدلي»،
«داد از كرايه خونه»، «يكي يه پول خروس» و «زال زالزالكه» نام برد. در سالهاي نزديک
به انقلاب ايران ۱۳۵۷، «جواد بديع زاده» بسياري از ترانههاي فوق را يا خود شخصاً
اجراي مجدد نمود و يا بر اجراي مجدد آن توسط خوانندگان جوان و جوياي نام، نظارت كامل
داشت. مثلاً خواننده جواني به نام «اكرم بنايي» در آن سالها «يكي يه پول خروس» را به
شكلي بسيار زيبا اجرا كرده است. «جواد بديع زاده» چندي نيز به پيروي از گرايش مسلط
روزگار خويش به كسب تجربه و ساخت موسيقي و آواز در قالبهاي رقص اروپايي مي پردازد
كه از اين دسته آثار وي مي توان به «فوكستروت مينا» و «فوكستروت مينو» با اشعار «نيما
يوشيج» اشاره كرد.
من فقط عاشق اينم حرف قلبتو بدونم - الکي بگم جدا شيم تو بگي که نمي تونم من فقط عاشق اينم بگي از همه بيزاري - دو سه روز پيدام نشه
تا ببنيم چه حالي داري من فقط عاشق اينم عمري از خدا بگيرم - اينقدر زنده بمونم تا
به جاي تو بميرم من فقط عاشق اينم روزايي که با تو تنهام - کار و بار زندگيمو
بزارم براي فردام من فقط عاشق اينم وقتي از همه کلافم - بشينم يه گوشهي دنج
موهاي تو رو ببافم عاشق اون لحظه ام که پشت پنجره بشينم - حواست به من
نباشه دزدکي تو رو ببينم
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 23:56 توسط مجتبي
|
«مشاعره حمید مصدق و فروغ
فرخزاد»
"حميد مصدق خرداد 1343"
*تو به من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلود به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي و هنوز، سالهاست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت
"جواب
زيباي فروغ فرخ زاد به حميد مصدق"
من به تو خنديدم چون كه مي دانستم تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي پدرم از پي تو تند دويد و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه پدر پير من است من به تو خنديدم تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك دل من گفت: برو چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ... و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام حيرت و بغض تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت
+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 21:58 توسط مجتبي
|
به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو، سپیده دم آیم مگر تورا جویم بگو کجایی؟ نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم ببین چه بی پروا ره تو می پویم بگو کجایی؟ کی رود رخ ماهت از نظرم نظرم به غیر نامت کی نام دگر ببرم اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی؟ به دست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی؟ فتاده ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی؟ یک دم از خیال من نمی روی ای غزال من دگر چه پرسی ز حال من تا هستم من اسیر کوی توام درآرزوی توام اگر تو را جویم حدیث دل گویم بگو کجایی؟ به دست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی؟ فتاده ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی؟
استاد پرويز ياحقي درباره
اين اثر مي گويد: اثر فنا ناپذيرِ... نواب صفا و خالدي... نه بعدها که ما آمديم به
ميدان، نه در آينده، اثري به اين زيبايي و جاوداني، خلق نخواهد شد. اين آهنگ در
ريتم دو ضربي به اصطلاح عوامانه(شکسته) ساخته شده، که البته در آن زمان، عجيب ترين
کار ريتميک بود، آمد نوبهار يکي از مشهورترين کارهاي زمان خود شد، کما اينکه درسالهاي
شکوفايي راديو، البته از نظر وسايل و امکانات فني، نه از حيث پيشرقت موسيقي ملي
ما، با همه امکانات و با وجود همه آهنگسازان و شاعران متعدد، نتوانستند مانند آن
را عرضه کنند.
من مجتبی زینال ، لیسانس پلیمر رنگ امیر کبیر - عاشق تصنیف های قدیمی - و دوست دار شعرهایی جدیدی که معنا داشته باشن - و البته خوب خونده شده باشن و خوب آهنگ سازی شده باشن - می نویسم شعرهاشون رو و اگه شد لینکش رو هم می زارم - خوشحال می شم نظراتتون رو ببینم