تاريخ : یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 | 17:21 | نویسنده : مجتبي

«مستي»

خواننده: هايده

 

مستيم دردِ منُ ديگه دوا نمي کنه

غم با من زاده شده ، (منُ رها نمي کنه)3

شب که از راه مي رسه     غربتم باهاش مي ياد

توي کوچه هاي شهر                   باز صداي پاش مي ياد

من غم هاي کهنمُ ور مي دارم       که توي ميخونه ها جا بذارم

مي بينم يکي مي ياد از ميخونه    زير لب مستونه آواز مي خونه

مستيم دردِ منُ ديگه دوا نمي کنه

غم با من زاده شده ، (منُ رها نمي کنه)3

گرمي مستي مي ياد ، توي رگهاي تنم

مي بينم دلم مي خواد     ، با يکي حرف بزنم

کي مي ياد به حرفاي من گوش بده

آخه من غريبه هستم با همه

يکي آشنا مي ياد به چشم من

ولي از بخت بدم اونم غمِ2

مستيم دردِ منُ ديگه دوا نمي کنه

غم با من زاده شده ، (منُ رها نمي کنه)3

خسته از هر چي که بود   خسته از هر چي که هست

راه مي يافتم که برم                    مثلِ هر شب مستِ مست

باز دلم مثلِ هميشه خاليه            باز دلم گريهء تنهايي مي خواد

برمي گردم تا ببينم کسي نيست

مي بينم غم داره دنبالم مي ياد



پیچک